تبليغاتX
Maybe Winner...Maybe Loser...its Problem
نقطه.....سر خط
 Im here with your writing right!
بعد از دو ماه و اندی برگشتم ....

اینکه از چی بنویسم و از چی شروع کنم یکم سخته...نه... بیشتر از یکم سخته.....

شاید بهتر باشه در مورد اتفاقات اخیر بنویسم که همه رو، از مرد و  زن و بزرگ و کوچیکو درگیر خودش کرده....

انتخابات....

اول بگم که من در ابتدا طرفدار موسوی بودم و بعدش پشیمون شدم و به رضایی رای دادم....

شخصا عملکرد احمدی نژادو برای مردم مرفه نزدیک به هیچ و برای مردم فقیر عالی میدونم.... همتون هم میتونید ببینید کسایی رو که دستگیر کردن یا تو تظاهرات شرکت کردن همگی از بکس بالاشهرن تا فقیران درد کشیده ی تورم 25% ی ....

(شعار طرفداران فشن موسوی در میدان هفت حوض:تورمو ننه جون مهدی فهمید.... احمدی نژاد نفهمید)

یه مقایسه ی کوچیک دیگه هم هست ...تو مناطقی جنوب شهری مثه شهر ری نه الله اکبر میگن نه ....

اما طرفا خونه ما به بالا دختر پسرای خوشگل به سبک خوانندگان متال اولین الله اکبرای عمرشونو میگن که البته جای شکر بسیار داره (لازم به ذکره که بگم شب اول بعد از انتخابات این مراسم معنوی و باشکوه از ساعت 10 شروع میشد و تا 11:15 ادامه داشت که البته مصادف با امتحانات اینجانب هم شد که اگر نمرم کم بشه سر پل صراط حالشونو میگیرم اما به مرور زمان ــ که به گفته ی طرفداران موسوی مظلوم هفته ها به طول انجامیده !!!! ــ این عده بسیار قلیل و زمان مراسم باشکوه از 1 ساعت و 15 دقیقه به 10 دقیقه کاهش یافت)

اما نقد عملکرد دو رقیب:

اشتباه اولو وزارت کشور کرد که مجوز تظاهرات نداد....

اشتباه دومو موسوی کرد که قبل از اینکه شکایتشو به شورای نگهبان بده بیانیه داد و مردمو برعلیه نظام  (نه احمدی نژاد) تحریک کرد-در ضمن ایشون با شبکه ی عاشق مردم ایران (بی بی سی پرشن هم مصاحبه کردند ) که این عمل بزرگوارانشون مشروعیت بزرگی به این شبکه ی انگلیسی تبارِ اداره شونده توسط بهاییان داد که همانا این سید بزرگوار را شایسته ی مقام شوالیه از طرف ملکه ی انگلستان و نیز یکی از نامزدان دریافت جایزه ی صلح نوبل کرد و همانا چه افتخاری برای ایرانیان رای دهنده به ایشان کسب خواهد کرد(الحمدلله)

در این بین هم که منافقین عزیز یا همان مجاهدین در راه شیطان سابق گُل! که تا کنون در هیچ برهه ای از زمان که پایشان به وطنشان باز شده از قتل و شهید کردن و به بهشت فرستادن هموطنانشان دریغ نکرده اند هم وارد صحنه شدند و پیام ارسال نمودند که آهای جوانان خسته شده از فیلتر،آهای جوانان خسته شده از آخوند و رساله،آهای جوانان طالب کاواره و آهای جوانان خواستار برهمین قافیه.... قیام کنید برای سرنگون کردن نظامتان و البته خودشان هم آمدند و با اسلحهی کمریو غیر کمری کشتند جلوی دوربین مبایلها و دوربین ها هر کسی را که خواستند(از خودی و ناخودی و نخودی ها) و البته که وقت نکرده بوند ریش خود را بتراشند و همان بهتر که نتراشیدند ...بگذار بگویند بسیجی ها مردم را کشتند ،این که بهتر است!

از قضا دیدند حوزه ی مقاومت نزدیک آزادی اسلحه خانه دارد و از مسیر واشنگتن ایران هم نزدیک تر است پس ترجیح داده مردم را به سمت این مکان مورد خشم بشورانند و خویش اسلحه ای بستانند و البته که بسیجی حاضر در حوزه ی مقاومت که یک رده ی نظامی محسوب میشود حق تیر اندازی حتی با گرفتن اجازه از مافوق خویش را ندارد ...آخر مگر میشود منافق ببخشید مجاهد عزیزدست به اسلحه برای غیر خدا کسی را بکشد؟!!!!!!!

_____این ها ظواهر امر بود  یعنی چیزهایی که همه میدیدند.....

دوست دارم اول از انقلاب های مخملی که قبلا رخ داده بنویسم....خودتون شباهتها و تفاوت هاشو با اتفاقات اخیر پیدا کنید:

مراحل انقلاب گل رز در گرجستان:

1-تزریق کمکهای مالی آمریکا و غرب به مخالفان حکومت گرجستان

2-حمایت تبلیغاتی وسیع آمریکا و غرب از ائتلاف تروئیکای گرجستان و تخریب و تشویش اذهان عمومی

3-متهم نمودن نظام حاکم در گرجستان به فساد مالی،سیاسی و ناکار آمدی

4-افزایش انتظارات و مطالبات  عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی

5-متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات

6-از پیش برنده اعلام نمودن جریانهای متمایل به آمریکا و غرب

7-درخواست بازشماری آرا و همچنین فشار به دولت برای به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان

8-فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی

9-تصرف پارلمان و اماکن دولتی و به تعطیلی کشاندن ادارات

_____________________

انقلاب نارنجی در اوکراین:

1-تزریق کمکهای مالی آمریکا و غرب به مخالفان دولت اوکراین

2-انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوکراین به خشونت،ترور مخالفان،فساد مالی،فساد اداری و فساد سیاسی

3-ناکارآمد جلوه دادن دولت

4-تصویر سازی مطلوب از یوشچنکو و مخدوش نمودن چهره ی یانکوویچ به وسیله ی رسانه های آمریکایی  وغربی

5-تخریب و تشویش اذهان عمومی از طریق پخش شایعه ی مسموم کردن یوشچنکو به وسیله ی دولت یانکوویچ

6-القای تقلب به وسیله ی دولت

7-مخالفت با اعلام نتیجه ی انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه ی منفی

8-انعکاس گسترده ی تحولات اوکراین توسط سی.ان.ان ،بی بی سی و یورونیوز و هدایت افکار عمومی در این کشور

9-برهم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماکن دولتی

و همینطور برای انقلاب لاله ای در قرقیزستان.....

---------------------------------

اخبار:

رادیو فردا: فائزه رفسنجانی! در جمع تظاهر کنندگان حاضر شد و از آنان حمایت کرد و آنها رابه ادامه تظاهرات و حضور در خيابانها دعوت كرد.

___________________

اما عمکرد مهندس و سید بزرگوا طرفدار پرو پاقرص نظام    آقای موسوی:

از یکی دو ماه قبل از انتخابات و قبل از شروع قانونی تبلیغات ایشان به شهرها و مجامع مختلف علمی و دانشگاهی سفر کرده و بعد از بردن نام خدا و سخن گفتن یا همان نقد کاملا منصفانه ی عملکرد احمدی نژاد که 99% سخنرانیشان را در بر میگرفت در کمتر از یک دقیقه از کرامت انسانی و برنامه ی خود برای آینده حرف زده و خداحافظی میکردند و  همچنین مطالب گهربارشان توسط اخبار )۲۰ و ۲۰:۳۰ که بنده شاهدشان هستم (هر روزه) پخش میشد و البته و هزار البته که کم بوده و این صداو سیمای پدر سوخته ی طرفدار احمدی نژاد خیلی کم کاری میکرده که این سخنرانیها را به طور زنده پخش نمیکرده....!

پس از شروع قانونی تبلیغات مهندس عزیز در تمام مناظره هایشان به تنهایی و بعضی مواقع به کمک رفیق به ظاهر رقیبشان(دکتر وعلامه و سخندان عزیز مهندس کروبی) شروع به نقد بسیار منصفانه که معاندان ایشان آن را غیبت ناجوانمردانه میخوانند میکرد و کلا خودشان برای جبران آنچه فاجعه ی دوران احمدی نژاد میخواندند برنامه ای ارائه نمیکردند ......

------------------------------------

اما نقد مسائل از دید من:

بزرگترین شعار آقای موسوی قانون گرایی و التزام به پذیرفتن مراجع قانونی بود.....اما عملکرد ایشان:

۱-شروع به تبلیغات قبل از شروع """قانونی """" تبلیغات.

۲- نقد غیر منصفانه نامزد رقیب(احمدی نژاد) در مناظره هایی که وی حضور نداشت بر خلاف """قانون""""مصوب.

۳-اعلام پیروزی در انتخابات ۱ ساعت پیش از پایان """"قانونی"""" انتخابات.

۴-رد کردن نتیجه ی اعلام شده توسط وزارت کشور به عنوان مرجع اصلی """"قانونی"""برگذار کننده ی انتخابات.

۵-عدم تمکین به نظر شورای نگهبان به عنوان ناظر """""قانونی""""" انتخابات.

۶-دعوت مردم به تظاهراتی که به هر دلیل مجوز """""قانونی"""""" نداشت.

و اینها رو هم داشته باشید:

۱-مصاحبه با بی.بی.سی پرشن انگلیسی که خیال میکنه ما باور میکنم چند ماه قبل از انتخابات به عنوان شبکه ای برای تفریح جوانان شروع به کار کرده باشه و هیچ هدف دیگه ای هم نداشته باشه!

۲-بی توجهی آشکار به بیانات رهبر انقلاب تا جایی که حتی تو نماز جمعه هم شرکت نکرد...و یادش رفته که گفته من فرزند انقلابم ولی انگار رهبر انقلاب رو محلی از اعراب نمیدونن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما سوال من از آقای موسوی و طرفداران ایشون:

۱-این آقای احمدی نژاد که این همه میکوبینش یعنی یه کار خوب تو این ۴ سال انجام نداده بود که شما فقط ازش بد گفتین؟ مگه معنی نقد این نیست که هم خوبی رو بگید و هم بدی رو؟

۲-آقای موسوی شما روی چه اصولی و روی چه منطقی ۱ ساعت قبل از پایان رای گیری خودتون رو برنده اعلام کردید و از رسانه ها خواستید باهاتون مصاحبه کنن؟ که اگه واقعا اینطور باشه و شما ۱ ساعت قبل از شروع شمارش آرا فهمیدید برنده ی انتخاباتید پس یقینا این انتخابات نبوده و انتصابات بوده.... یا شایدم ناظرین شما تو تهران به جای نظارت روی صندوق ها روی خودکار و ورق رای مردم نظارت میکردن که فهمیدن رای شما از همه بیشتره ؟!!!!!!!

۳-آقای موسوی شما که توی ۹۰٪ شعبات نماینده داشتی و دوست شفیقتان آقای کروبی هم توی نزدیک ۶۰ ٪ شعبات نماینده داشته و در کل نزدیک ۱۰۰٪ شعبات از شما یا هم حزبی شما نماینده داشتن و ایشان هم تا آخرین لحظات  در شعبه و در زمان شمارش آرا حضور داشتن پس چطور ممکنه در حضور اونها تقلبی صورت گرفته باشه و اونها ندیده باشن؟!

۴-آقای موسوی ملتزم به قانون.... به فرض وجود تقلباتی که شما فرمودین مگه نباید گزارش این تقلبات به شورای نگهبان ارسال بشه؟ پس چرا قبل از فرستادن گزارشتون مردمو با فریب به خیابونا کشوندین؟

۵-مگه رهبری نگفتن اغتشاش ها رو تموم کنید چرا به دستور بزرگترین مرجع قانونیه کشور عمل نکردین؟

----تا حالا شما ۱-وزارت کشور۲-شورای نگهبان۳-رهبری رو نقض کردید....

پس جنابعالی اگر رئیس جمهور هم میشدید و قانونی رو برای تصویب به مجلس می فرستادید و مجلس آنرا رد میکرد شما مجلس را هم قبول نداشتید.....

گفتید آقای احمدی نژاد دیکتاتور و ضد قانون بوده در این ۴ سال...شما که هنوز بر سر کار نیامده این همه قانون و مرجع قانونی رو نقض کردید پس اگر رئیس جمهور میشدید چه میکردید؟(الله اعلم)

به نظر بنده باعث ۲-۳ میلیارد خسارت مالی و چند ده کشته از تظاهرکنندگان و نیروهای نظامی شما هستید و چه خوب بلدید با اعتقادات مردم بازی کنید و گفتید کشته شدگان شهیدند برای انگیزه دادن به تظاهر کنندگان.....به مردم گفتید ساعت ۱۰ الله اکبر بگویند.... ُیکی از بزرگترین اذکار حق طلبان و آزاد مردان...و بازی کردید با دینمان...اعتقادمان به خدا و اهل بیت(ع). آبروی ایران را بردید برای منافع خودتان ...و نگوئید که رنگ سبز مایه ی سوء استفاده ی شما نشد... و نگوئید که این موج سبز و اعمالتان از پیش برنامه ریزی نشده بود....راستی بگویم که مردم ایران گول سید بودن شما را نخواهند خورد...در تاریخ سید ابولحسن بنی صدر ها و سید ضیاءالدین ها بسیار دیده ایم و شما را هم به جدتان واگذار میکنیم ....به خداوندی خدا قسم هزار بار خوشحالم که به شما رای ندادم....و دلم به حال فریب خوردگان که ۱۳ ملیون اند می سوزد و امیدوارم که آنها هم پشیمان باشند......

والسلام علی من اتبع الهدی

یا علی

 

|+| نوشته شده توسط گناهکار در دوشنبه هشتم تیر 1388  |
 ‏*تبريك_تبريك_تبريك*
استقلال(با فونت بزرگ) سرور لنگپليسه(با فونت خيلي كوچيك) ديديد گفتم استقلال قهرمان ميشه؟ خدا ميدونه كه حقشه به لطف يزدان و بچه ها استقلال قهرمان شد__ اين افتخارو به همه ي بينندگان الآف اين وبلاگ تبريك ميگم__ ولي جا برادري ميگما بيخيال اين اينترنت لامثب بشيد كه پاتوق الآفا و آسمون جلاست___مثه منو و حاچ خانوم محترمه ام كه ديگه قول داده نياد تو اينترنت كه ايشالا همتون فداش بشيد ازبس خانوم شده شما هم از اين محل وقت گذراني مذخرف دوري كنيد لفا__اين پستم از رو مبايل آپيدم_كامي جان كه جوانمرگ شده خداروشكر__ فدايي داري خانوم گل كه اميدوارم اينو نخوني چون بهم قول دادي__ ياعلي
|+| نوشته شده توسط گناهکار در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  |
 *تبريكي ويژه*
استقلال(با فونت بزرگ) سرور لنگپليسه(با فونت خيلي كوچيك) ديديد گفتم استقلال قهرمان ميشه؟ خدا ميدونه كه حقشه به لطف يزدان و بچه ها استقلال قهرمان شد__ اين افتخارو به همه ي بينندگان الآف اين وبلاگ تبريك ميگم__ ولي جا برادري ميگما بيخيال اين اينترنت لامثب بشيد كه پاتوق الآفا و آسمون جلاست___مثه منو و حاچ خانوم محترمه ام كه ديگه قول داده نياد تو اينترنت كه ايشالا همتون فداش بشيد ازبس خانوم شده شما هم از اين محل وقت گذراني مذخرف دوري كنيد لفا__اين پستم از رو مبايل آپيدم_كامي جان كه جوانمرگ شده خداروشكر__ فدايي داري خانوم گل كه اميدوارم اينو نخوني چون بهم قول دادي__ ياعلي
|+| نوشته شده توسط گناهکار در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  |
 نامه ای برای یک قدیس
‏_‏___________________________ باشد....

این خواسته ی توست و خواسته ی تو هر چه باشد خواستنی است....

دلیلش را نمیدانم که چرا دیگر نمیخواهی چون گذشته باشی.... اما....

خواسته ات برایم مقدس و عزیز است....

میدانم که میخواهی تغییر کنی ....و از آنچه که من می شناختم دور شوی.....

این نوشته ی خداحافظی است نه مثل گذشته و نه مثل هیچوقت....

می نویسم با هدفی متفاومت از آنچه در گذشته داشته ام....

می نویسم بی روح ترین نوشته ام را...

نوشته ای که احساس شاعرانه اش را با خودت بردی....یادت که هست؟

چه کسی گفته بدرود زیباست؟ آن هم با فرشته ی زیباییها....

قدیسی که قدیس بودنش را باور ندارد....

قدیسی شبیه حضرت فاطمه(س)....شبیه حضرت مریم(س)...شبیه حضرت معصومه(س)...

قدیسی که پاکی اش را به هیچ لذتی نفروخت در حالی که تمام اطرافیانش آن را به حراج گذاشتند....

آری .... تو مقاومت کردی در مقابل زشتی ها....در مقابل زشتی هایی که رنگ زیبایی به خود گرفته بودند....

و معجزه ی عشق چشم همه حتی  مرا هم کور کرده بود و تنها چشمان تو می دیدند....

دیشب وقت نماز بر سر پرواز بی پروای اشکهایم گلایه ها بسیار کردم و  تو را به خدا بخشیدم.....

و در عوض خوشبختیت را خواستم.....

به گناهانم نگریستم و گریستم....

و خدا دوباره لبخند زد....

آهای نجیب زاده ی قصه های عشقم....نمیدانم چه روزیست روزی که خدایم تو را میهمان اسب سپیدم کند.....

نمیدانم کدام غروب وقت دیدارمان فرا خواهد رسید....

نمیدانم اشکهایی که همیشه در وقت فراغت میهمان چشمهایم بودند چه روزی پست خود را با اشکهای شوق دیدارت عوض خواهند کرد....

نمیدانم چه هنگام پر شکوهیست هنگامی که ابراز عشقت گناه نباشد و بتوانم آنرا فریاد زنم....

اما میدانم....

هر روز که باشد هنوز قلبی که به من هدیه داده ای صحیح و سالم در گاوصندوق قلبم درخشان است....

حتی دود قلیان را هم به دلم راه نخواهم داد....

بی تو و خنده ها و صدای دلربایت خواهم سوخت تا روزی که خدا دست از این آزمون سخت بردارد....

وقتی که تو را ای سیب بهشتی ام بر من حلال کند....

اما ای کاش بدانی که روزهایم بی تو چه سرد و غمگین است....

و کاش......

میدانم این اولین بار نیست که خداحافظی میکنم....

اما....

حتی اگر این مجنون همان مجنون باشد ....این لیلی همان لیلی نیست...

لیلی در اوج است و من حتی به گرد پایش هم نمیرسم....

و دیگر درخواستم برگشتنت نیست...تنها از تو میخواهم ...

اگر حالی رفت به هنگام نمازت که محراب به فریاد آمد....

یادی از این خسته ی تنها بکنی....

دیگر شاید رنگ نوشته هایت را هم نبینم.... و میدانم که دیگر رنگ ها  از مدادرنگی هایم خواهند رفت....

نوشته هایم بی ذوق.....بی روح  و بی احساس خواهند شد.....

و از خدا خواهم خواست .....که هر چه خاک بر باد رفته ی احساس شاعرانه ام بوده بقای عمر احساس عاشقانه ات شود.....

خداحافظ ای فرشته ای که هرگز کوچک نبودی و نیستی....

یا علی لیلی قصه های دردناک زندگی ام.

SHadow's heart

 

|+| نوشته شده توسط گناهکار در جمعه بیست و یکم فروردین 1388
 از همه جا...............
پ.ن:

آقای میر حسین موسوی چرا تو این بیست سال تو انتخابات شرکت نمیکردید؟

ج: چون در دوران ریاست جمهوری آقایان خاتمی و رفسنجانی روند پیشرفت کشور را با مشکل روبرو نمیدیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قضاوت با شماست

همین امشب ۲۰:۳۰ این خبرو اعلام کرد که بلافاصاله اومدم یه سر به سایتی زدم که در دوران جاهلیت بهش سر میزدم....واقعا خوشحال شدم...کثیف ترین و بزرگترین سایتی که وجود داشت از بین رفت...دم سپاه گرم....

خودتون سر بزنید متوجه میشید.....:

 http://www.avizoon.com

سپاه پاسداران شبکه های براندازی اینترنتی را منهدم کرده است. سپاه پاسداران شبکه های براندازی اینترنتی را منهدم کرده است.

پایگاه خبری سپاه پاسداران با صدور بیانیه ای اعلام داشته است که نیروهای اطلاعاتی این نهاد "شماری از شبکه های سازمان یافته ضد دینی، ضد امنیت، فرهنگ و عفت عمومی را رهگیری و شناسایی و عناصر اصلی آنها را بازداشت کرده اند. معمولا در ایران تخلفات اینترنتی از سوی نهادهای قضایی و انتظامی و وزارت اطلاعات مورد پیگیری قرار می گیرد.
 
 
رجا نیوز:مضلين2 منتشر شد رجا نیوز:مضلين2 منتشر شد
اطلاعات تکمیلی متهمان شبکه مضلین 2 شامل عکس متهمان ، مشخصات متهمان و خلاصه فعالیتشان در بخش معرفی شبکه مضلین دو قرار گرفت.
 
شبکه خبر دانشجو:انتشار اطلاعات تکميلي متهمان بزرگترين شبكه فساد اينترنتي شبکه خبر دانشجو:انتشار اطلاعات تکميلي متهمان بزرگترين شبكه فساد اينترنتي
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، نيروهاي اطلاعاتي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در يك سلسله عمليات پيچيده فني ـ اطلاعاتي، تعدادي از شبكه‌هاي سازمان‌يافته ضد ديني، ضد فرهنگي و ضد ارزش‌هاي انقلاب اسلامي را منهدم كردند.
 
فارس نیوز:اطلاعات جديد از عوامل بزرگترين شبكه فساد اينترنتي در كشور فارس نیوز:اطلاعات جديد از عوامل بزرگترين شبكه فساد اينترنتي در كشور
به گزارش خبرگزاري فارس، نيروهاي اطلاعاتي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در يك سلسله عمليات پيچيده فني ـ اطلاعاتي، تعدادي از شبكه‌هاي سازمان‌يافته ضد ديني، ضد فرهنگي و ضد ارزش‌هاي انقلاب اسلامي را منهدم كردند.
 
نمیخواستم تا یکی دو ماه دیگه آپدیتش کنم ولی کردم(نیشخند)....
اتفاقات اونقدر زیادند که حتی نمیتونم بشمرمشون ولی به دلایل شخصی بیشترشو نمینویسم.....
البت قبلا هم گفته بودم که دیگه خاطره نمینویسم.....
خلاصه بگم که عید امسال به حمدالله خیلی خوش گذشت....
با عیدهای سال قبل هم فرق داشت.....
گل سر سبدشم سیزده بدر یا همون روز طبیعت خراب کنی بود که ما جوونا رو از پخ کله ی صبح فرستادن سرخه(صرخه(ثرخه))(نیشخند) حصار جهت جا گرفتن.....
ما هم برای نشون دادن مردونگیمون از در جنوبی شروع کردیم و هی رفتیم بالا....همشم دنبال کوچه ی اقاقیها بودیم(نیشخند)....
خلاصه حال داد...اینجانب شدیدا ورق را دوست دارم ولی همینجا اعلام میکنم تا آخر عمر از شِلِم متنفرم(حال خراب)
.....
اینکه خارج از تهران کجا رفتیم هم بمونه واسه بعد(نیشخند).....
شاید از عکسهای آینده متوجه شدید....
راستی بدترین خاطره رو هم بگم که وقتی رفتیم وطن پدری....چند واحد حمالی هم پاس کردم(چون ساختمان سازی که نه ویلا سازی هم که نه برج میلاد سازی داشتیم.....)
هر چی میگم آقا من مهندسم نباید دست به سیاه سفید بزنم...بایس دستور بدم....کی گوشش بدهکاره؟
خلاصه ریکاوریمو که از تابستون شروع شده بودو به هم زدن....عین معتادا تا روز سیزده بدر بدن درد گرفته بودم....چون روز سیزده بدر به مراتب فعالیت بدنیم بیشتر شده بود بدن دردم از بین رفت....
ولی انصافا چه جایی پیدا کرده بودیم...تو مایه های اطراف شیطان کوه بود(میدونید کجاست دیگه؟)
اما یه چیزه دیگه...کی میگه من افسردم فاطمه خانوم؟!!!!!!!!!
خواستم واسه عید چیزی بنویسم که با همه نوشته ها فرق داشته باشه.....
ولی از اینکه جویای احوال ما بودید بسیار متشکرم....انشاالله در آینده جبران کنم...
و اما دوباره دوستان را یاد استقلال قهرمان میندازم .... یاد ابَرَ تیم عالم افتادید نه؟ خوب کافیه .....
فعلا ....
یا علی

شکوفه های یخی

روز برفی

راز ۹۰/۱۰ را کشف کن.........

 پی بردن به این راز زندگی ات را تغییر خواهد داد ...

 راز 10/90 باور نكردنی است ! تعداد اندكی از مردم از آن با خبرند و آنرا در زندگی روزمره به كار میبرند.

هر روز میلیونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهایی در عذابند ... این آدمها چندان موفق بنظر نمیرسند.

روزهای بد، روزهای بدتری بدنبال خواهد داشت. بنظر میآید دائما وقایع وحشتناكی در حال وقوع است، استرس همیشه وجود دارد، از خوشی خبری نیست و روابط بین افراد در حال از هم پاشیده شدن است.

بهترین ساعات عمر با نگرانی ها و دلمشغولی های بیمورد  تلف میشود ... دوستی ها از بین می روند و زندگی بیرحم و كسالت آور بنظر می رسد ... و امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد.

 جملات بالا توصیف حالات روحی شما نیز بود؟ اگر اینطور است ناامید نشوید ... شما می توانید به انسانی كاملا متفاوت تبدیل شوید ... فقط كافیست به راز 10/90 پی ببرید و از آن در زندگی تان استفاده كنید ...

این راز میتواند زندگیتان را تغییر دهد  ...

 این راز چیست؟

10% زندگی همه ما اتفاقاتی است كه میافتد ...

اما 90% بقیه چه؟

90% بقیه هم عكس العمل هایی هستند كه ما به آن 10% اتفاقات رخ داده، نشان می دهیم.

این یعنی چه؟

 در واقع هیچ كدام از ما كنترلی روی 10% اتفاقاتی كه برایمان میافتد نداریم. ما نمیتوانیم جلوی خراب شدن اتومبیل مان را بگیریم، ممكن است هواپیمایمان دیر برسد و تمام برنامه های ما به هم بریزد، و یا ممكن است ماشین دیگری در ازدحام و شلوغی خیابان راه ما را بند بیاورد ... بله  این عكس العملهای ما است كه 90% بقیه اتفاقات را شكل میدهد ... تو هیج كنترلی روی چراغ راهنمایی رانندگی نداری كه كی قرمز است یا كی سبز میشود اما میتوانی عكس العمل خود را در مورد چراغ قرمز كه طولانی بنظر میرسد كنترل كنی ... با كنترل خودت در مواقع لازم مانع از مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دیگران خواهی شد.

 مثالی میزنم :

تو در حال صرف صبحانه با خانواده هستی كه دست دختر كوچكت به فنجان چای میخورد و همه آن روی لباست  میریزد! خوب تا اینجا كنترل اوضاع دست تو نبود و تو نمیتوانستی مانع از وقوع آن شوی، اما خوب دقت كن :

اینكه چه اتفاقاتی بعد از آن بیفتد كاملا در دست توست ...

تو عصبانی می شوی، شاید فحش هم بدهی و به شدت دخترت را برای ریختن چای روی بلوزت دعوا میكنی. دخترت گریه میكند. تو هم بعد از دعوا كردن او به طرف  همسرت برمیگردی و از او هم برای اینكه فنجان چای را درست لبه میز گذاشته است، انتقاد میكنی. درگیری لفظی كوتاهی بین شما پیش میآید. تو با عصبانیت به طبقه بالا میروی بلوزت را عوض میكنی و بعد با عجله پایین میآیی و می بینی كه دخترت در حالی كه هق هق میكند هنوز در حال خوردن صبحانه اش است، پس هنوز آماده رفتن به مدرسه نیست، بنابراین كمی دیر میجنبد و از سرویس مدرسه جا میماند. همسرت هم دیر كرده است و باید هر چه سریعتر خود را به محل كارش برساند. حالا این تو هستی كه باید با عجله ماشین را روشن كنی و دختر كوچكت را به مدرسه برسانی. چون دیرت شده است مجبوری با سرعت بیشتر از حد مجاز رانندگی كنی. پس از 15 دقیقه تأخیر و یك قبض جریمه بالاخره به مدرسه میرسی. دخترت كه خیلی عجله دارد بدون خداحافظی به طرف ساختمان مدرسه میدود ... حالا تو با 20 دقیقه تأخیر به اداره میرسی، ولی تازه میفهمی كه كیفت را با خودت نیاورده ای. روزت را خیلی بد شروع كرده ای و با گذشت ساعت ها میبینی كه اوضاع دارد بدتر و بدتر هم میشود ... زمان كار تمام شده است و وقتش است كه به خانه برگردی. وقتی به خانه میرسی متوجه میشوی اشكالی  در روابط تو با همسر و دخترت بوجود آمده است ...

 میدانی چرا؟

بخاطر عكس العملهایی كه امروز صبح ­به آن اتفاق نشان دادی ...

خوب فكر میكنی چرا چنین روز بدی را پشت سرگذاشتی ...

1ـ آیا فنجان چای باعث آن شد؟

2ـ آیا دخترت مقصر بود؟

3ـ آیا پلیس و جریمه ای كه شدی این اوضاع را پیش آورد؟

4ـ آیا خودت اوضاع را به این شكل درآوردی؟

بله البته كه پاسخ 4 درست است.

 تو هیچ كنترلی بر ریخته شدن فنجان چای نداشتی اما عكس العمل تو در طول 5 دقیقه پس از آن اتفاق بود كه تمام روزت را خراب كرد ... اما  آنچه كه میتوانست و درست بود كه اتفاق بیافتد تا روز خوبی در انتظار تو باشد چه بود؟

فنجان چای روی بلوزت میریزد ... دخترت میخواهد بزند زیر گریه، اما تو خیلی آرام میگویی : " اشكالی ندارد عزیزم، فقط دفعه بعد دقت بیشتری بكن تا فنجان چای را نریزی". حوله ای بر میداری و به طبقه بالا میروی. بعد از عوض كردن بلوز، كیف ات را برمیداری و سریع به طبقه پایین میآیی. از پنجره میبینی دخترت در حالیكه دارد برای تو و مادرش دست تكان میدهد، سوار سرویس مدرسه شد. قبل از رفتن به محل كارت با همسرت خداحافظی میكنی. پنج دقیقه هم زودتر به اداره میرسی و با خوشرویی شروع به احوالپرسی با همكاران میكنی. رئیس به تو میگوید كه روز خوبی در پیش خواهید داشت.

 دیدی كه این دو عكس العمل متفاوت به یك اتفاق چه نتایج متفاوتی بدنبال داشت!!!

دو سناریوی مختلف كه شروعی مشابه داشتند به دو گونه كاملا ( برعكس ) متناقض پایان یافتند. چرا؟

چون عكس العمل تو متفاوت بود .

 همانطوركه گفتم، ما هیچ كنترلی روی10% از اتفاقاتی كه برایمان میافتد نداریم، اما 90% بقیه را با عكس العمل خودمان نسبت به آن اتفاقات شكل میدهیم.

 برای بكار بردن راز 10/90  چند راه پیشنهاد میكنم :

اگر كسی حرف بدی در مورد تو به زبان آورد از كوره در نرو، بگذار نارا حتی ات فروكش كند، البته میتوانی بگذاری كه آن حرف تاثیر ناخوشایندی بر تو بگذارد اما با نشان دادن عكس العمل مناسبی به آن، میتوانی از خراب شدن بقیه روزت جلوگیری كنی.

یك عكس العمل بد و نامناسب به اتفاقی كه افتاده است، میتواند باعث از دست دادن دوستانت، اخراج شدنت و مورد فشار قرار گرفتنت شود.

اگر راننده ای در خیابان جلوی تو بپیچد و راه تو را بند آورد، با عصبانیت روی فرمان ماشین میكوبی! آیا فحش میدهی و یا فشار خونت خیلی سریع بالا میرود! و یا اینكه پیاده می شوی و با آن راننده خاطی گلاویز میشوی! برای چه كسی اهمیت دارد كه 10 دقیقه دیرتر به اداره برسی؟ چرا اجازه میدهی روزت خراب شود؟

 راز 10/90 را همیشه به یاد داشته باش و نگرانی را از خودت دور كن ...

 وقتی به تو خبر میدهند كه از محل كارت اخراج شده ای چرا میگذاری خوابت با افكار پریشان به هم بریزد و عصبی تر شوی؟ بهتر نیست بجای اینكه انرژی و وقتت را صرف نگران شدن بكنی، از آن برای پیداكردن كار جدیدی استفاده كنی؟

وقتی هواپیما دیر میرسد و تمام برنامه هایت بهم میریزد چرا عصبانیت خود را سر كمك خلبان خالی میكنی؟ او كه هیچ كنترلی بر اوضاع نداشته است، از این فرصتی كه تا رسیدن هواپیما باقی است میتوانی برای مطالعه، آشنا شدن با سایر مسافرین و ... استفاده كنی.

 با ­تحت فشار قرار دادن خود در چنین مواقعی فقط باعث میشوی اوضاع بدتر و بدتر شود ...

 حالا دیگر به راز 10/90 پی برده ای، آنرا در كارهای روزانه ات به كار ببند و از نتایج شگفت انگیزی كه به ارمغان میآورد لذت ببر.

موزیک در ادامه مطالب

یا علی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط گناهکار در دوشنبه هفدهم فروردین 1388  |
 Happy new year...............
و دوباره عید شد.....
و چه می بینیم؟
جز همان چیزهای تکراری....
و چه میشونیم؟
جز همان حرفهای تکراری....
در پس شادی ها،خریدها، رفتن ها و آمدن ها گم میکنیم حقیقت را.....
همه ی تصویر ها ، عکس ها، نقاشی ها.... لبخند نشسته بر لبان اند و گامهای خسته از خرید.....
و دیگر اینجا هیچ عکاسی تصویر بسته ای را از چشمان به حسرت نشسته ی یتیم بارکش بازار نمیگیرد...
هیچ شاتی به نام پاهای خسته ی نان خشکی گرفته نمیشود....
غوز پسرک نان خشکی که لباس عیدش لباس عید چند سال پیش من و توست با تمام بزرگی اش که تو را یاد قله ی دماوند می اندازد هیچ چشمی را به خود جلب نمیکند.....
آری عید است......عید زیبایی ها،رنگ ها،قشنگی ها ، لباسهای نو.....
و همه میگوییم بگذار دم عیدی اوقاتمان خوش باشد..... و شراب مستی را چون گذشته سر میکشیم و میگوییم درد خودمان بسیار است....
و در پس آجیل ها و میوه ها و شام و نهارهای رنگین ، دیگر چه کسی برایش مهم است که ماهی مانده در تنگ گرسنه است.....
اول عید با هزار شوق زندانی اش میکنیم با اینکه سین ندارد و دوازده روز بعد جنازه اش را به سطل زباله می اندازیم با اینکه سین دارد!.....
و فکر نمیکنیم که شاید او هم میخواست سفره ی هفت سین داشته باشد.....


و میدانم که دیگران خرده میگیرند بر نوشته ام که چرا از نو شدن ، از حرفهای تکراری نمی نویسی....

مگر تو احساس نداری؟
و شاید هم درست بگویند.....
ولی نه....
مگر میشود عید را جشن گرفت...؟
زمانی که عده ی بسیاری تنها بر سر سفره نشسته اند....
زمانی که عده ای سین سبزه شان را با چمنهای بلوار وسط خیابان مهیا میکنند....
زمانی که عده ای با دلهره ی سلامتی عزیزشان در بیمارستان سال را نو میکنند ....
نه نمیشود....
کاش از یاد من و تو نمیرفت که عید آن زمانی است که گناه نکنیم.....
کاش از یادمان نمیرفت عید یعنی نو شدن ،یعنی تحول....
و میدانم که میدانی....  با شستن ژیان تندتر نخواهی رفت ولی با عوض کردن موتورش میتوانی....
پس بیا روحمان را عوض کنیم....بیا بهتر بیاندیشیم....
بیا تا گل عشق و محبت بر افشاینم....
بیا ماهی عید نخریم و اگر خریدیدم به او هم پاستیل دهیم !
اما نه.....مثل قبل به کشتنش میدهی...قیمه بدهی کافیست(نیشخند)


امیدوارم سالی که گذشت سال خوبی واستون بوده باشه و سال جدید سالی باشه که احساس های نو و خوبی رو تجربه کنید......
در پناه حق موفق و موید باشید....
برای شفای همه ی بیماران هم دعا کنید لفا".....مخصوصا ......(یه کسی که بیشتر از تو براش دعا کردم)(جدی)
(یا علیThe Flower's name is NARGES)

only 4 u(heart)

|+| نوشته شده توسط گناهکار در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387  |
 آری خدایا................................


آری خدایا.....

دیدی؟
جز تو کسی مرا ندید....
من همان پرنده ای هستم که در اوجم هر چند در نظر مردمان کوچکم ولی.....
و چه اهمیتی دارد که مرا  کوچک ببینند؟

وقتی اندیشه ام به بزرگی دنیایشان است...
ولی ای کاش....


ای کاش در این پرواز تنها نبودم.

موزیک در ادامه مطالب

یا علی خدایا


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط گناهکار در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
 ....................................
دلم بدجوری گرفت ولی اشکال نداره دیگه عادت کردم و سعی میکنم با خودم کنار بیام!
 و چون گذشته غروب تمام احساسم را بازگو میکند......

موزیک در ادامه مطالب

یا علی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط گناهکار در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
 خسته اما با لبخند........(نیشخند)
خدا دنیا را آفرید و مرا هم چون دیگران در میان هزاران چرا قرار داد....چرا؟
چون به بزرگیمان ایمان داشت....چون خود او ما را بزرگ آفرید....و به بزرگی خودش هم هرگز شک نداشت...
دریای پاسخ را برای عطش عاشقان باقی گذاشت به امید اینکه طالبان حق و حقیقت راه حق بازیابند و جواب چراهایشان را بگیرند....
و چقدر کم بود طالب حق.....و همه راحتی را برگزیدند جز عده ای اندک....
دیگر چه کسی وقت فکر کردن دارد؟ وقتی برای سیراب کردن زمین خشک نفسمان هر روز از صبح تا شب باید بدویم و تلاش کنیم.....
پدرم نماز خواند...خوب من هم میخوانم.....چرا و به چه دلیل نمیدانم.....
و خدا و حق و حقیقت را روی تاقچه ی عادت فراموش کردیم و امثال و من و تو هم فقط شعار میدهیم....
من سایه ای در تاریکی ام چون تحمل دیدن زشتی های عالم را ندارم و تو هم سایه روشنی که محو شده ای در چرا ها و سوالهایت.....
من هم خیلی وقت است مثل دیگر مردمان عالم خود را به خواب زده ام تا نفهمم دور و برم چه میگذرد....و تو هوز به دنبال جوابی....
چه بگویم از حکمتهای بسیارش که جز اندکی را نفهمیده ام؟
میخواهی جواب بدهم که چرا آن کودک بیچاره مُرد در حالی که حتی ندیدمش.....
که شاید اگر وقت پروازش کمی دیر میشد بال فرشته ای را می شکست....
و از من انتظار داری از رمز و راز های که بگویم؟
خدایی که خیر الماکرین است و همه را روزی....وقت آمدن باغبان گلهای نرگس ...شگفت زده خواهد کرد....
که چگونه اسلحه ها و تفنگ ها و آرایش های نظامی را با تدبیرش بی اثر میکند....
با همین قوانین ساده ای که اشک امثال مرا در میآورد....
دنیا زشت و زیبا...ضد و نقیض....عشق و نفرت....عقل و احساس.....بسیار دارد......
و زندگیمان بی آنها بی معنیست.....
تو عاشقی... عاشق خدایت.....
و متنفری....از همان کسی که پول سیاهش را جلوی پسرک بیچاره پرت کرد....
عاقلی....وقتی که برای گرفتن پاسخ به هر دری در میزنی.....
و نگو که احساس نداری.....چون رمز ورود به عرفان احساس است.....
زندگی پر است از دورنگی ها ....زشتی ها و قشنگی ها....
بدون زشتی ها قشنگی ها بی رنگ و بی مقدارند.....
و بدون قشنگی ها زندگی دردناک و غم بار است....
خدا استادی ماهر است و ما دانشجویان تنبل مکانیک....
خدا جزوه نمیگوید....خدا حضور غیاب نمیکند....خدا درس نمیدهد....خدا فقط سوال میکند.....
راه درس آموختن در این دانشگاه آزاد که شهریه اش تمام زندگیست فقط پرسیدن است....
با هر سوالت خدا سوال جدیدی می پرسد.....و اینگونه تو را راهنمایی میکند.....
بیشتر از آنکه تو پرسیده ای از خدا پرسیده ام....و بیشتر از آنچه تو نالیده ای به درگاهش شِکوه آورده ام....
و او با چهره ی مهربانش....با لبخند زیبایش .... با چشمان براقش.... به من گفت....
اگر قرار بود خودم دستت را بگیرم و جوابت را بدهم دیگر پس از هر اشتباه و گناهت آرام نمی نشستم....
با هر لغزشی رهایت میکردم و به جواب عملت وامیگذاردمت....
و اما فرشتگان....
از نورند....
وجودشان جبری است.....روی یک خط راست حرکت میکنند....سرعتشان مثال زدنی است....
چون دیگر موجودات وصف و ثنای خدای تعالی گویند....
و این ذاتشان است.....
و از چنین ذاتی چه برآید؟
اراده؟
چیزی که خدا در وجودش ننهاده؟....
از هر کس و هر چیز آن خیزد که در اوست......
 و تنها گندم از گندم بروید....جو ز جو.......
سایه روشن بی خیال شو....ما رو بردی تو عرفان دیگه چِت زدم اساسی.....
همین درسای تخیلی خودم کمه...اینم اومد روش(گریه)....
ببین اون چراهای تو عمرا به این چراهای من سرِ درس نقشه کشی نمیرسه(نیشخند).....
حالم از نقاشی و طراحی و نقشه کشی بهم میخوره(گریه)(عصبانیت)(خنده).....
فردا 26 تا نقشه باید تحویل بدم که فقط یکیشو کشیدم.....
حالا شما اگه جواب چراهاتو پیدا کردی به من بگو نمای سوم این شکل چرا اینجوری میشه؟(نیشخند)
کدوم؟
بابا همین دیگه......
اصا ولش کن....امروز چه بر سرم آوردن این لنگی ها ...از استاد سبزی کار گرفته تا خودی ها....
من هم جواب چراها را چنین کوبنده دادم....
می تونیم می بازیم....ما که مثه شما با الاُسکل امارات بازی نداشتیم ببریم......(خنده)
استقلال قهرمان بشی قهرمان نشی دوست داریم
یا علی
|+| نوشته شده توسط گناهکار در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387  |
 فردا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فردا:
                                            لنگپلیس                       الشارجه(الشارجر)
استادیوم آزادی.....
خیلی تعجب کردید نه؟
حاجی ببین این عربا چه کردن که مجبورم با یه مشت لنگی برم استادیوم(نیشخند)
جدا از شوخی این جور وقتا ارق(عرق)(ارغ)(عرغ) ملی(نیشخند) ایجاب میکنه چه برای لنگپلیس و چه برای استقلال سرور و چه برای ذوب آهن جیگر!!!!!! بریم استادیوم و نشون بدیم غیرت ایرانی نظیر نداره.....
این دفعه از نادر دفعاتیه که دوست دارم پرسپولیس ببره.....چند تا شعارم آماده کردن دوستان از جمله بقره و *******(همون بوق)
البته اگه باخت هم  اتفاق عجیبی نیفتاده(خنده)(چشمک)
شبتون بی رویای جدایی
یا علی

|+| نوشته شده توسط گناهکار در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387  |
 
 
بالا